بیایید رُک و پوست کنده حرف بزنیم. اگر فکر میکنید تولید محتوا با هوش مصنوعی کلید طلایی فتح صفحه اول گوگل است، سخت در اشتباهید. در واقع، شما دارید به جمع آن ۹۷ درصد بازندهای میپیوندید که هر روز هزاران کلمه محتوای بیروح و ماشینی تولید میکنند و بعد با تعجب به نمودارهای صاف و بیحرکت آمار بازدیدشان زل میزنند. خبر خوب اینکه این مقاله برای آن ۹۷ درصد نیست. این یک نقشه راه برای پیوستن به آن ۳ درصد باهوشی است که راز واقعی بازی را فهمیدهاند؛ رازی که نه در الگوریتمهای پیچیده، که در یک تغییر نگاه ساده پنهان شده است. خلاصهاش این است: برندگان، هوش مصنوعی را نه یک نویسنده، بلکه یک کارآموز فوقالعاده باهوش میبینند که باید تحت نظارت یک استادکار انسان، هنرنمایی کند.
اینجا دقیقاً همان جایی است که بیشتر افراد مسیر را اشتباه میروند. آنها یک عنوان به ابزار هوش مصنوعی میدهند، دکمه تولید را میزنند و خروجی را کورکورانه در سایت خود کپی میکنند. نتیجه؟ متنی که شبیه یک سخنرانی رباتیک و خستهکننده است. کلمات درست کنار هم چیده شدهاند، دستور زبان هم شاید مشکلی نداشته باشد، اما متن «جان» ندارد. فاقد تجربه، خاطره، احساس و آن نگاه منحصربهفردی است که فقط یک انسان میتواند به نوشته تزریق کند. الگوریتمهای گوگل، بهویژه بعد از بهروزرسانی «محتوای مفید» (Helpful Content Update)، برای شناسایی همین «بیروحی» تربیت شدهاند. آنها دیگر به دنبال کلمات کلیدی نیستند؛ آنها به دنبال ارزش، اصالت و تجربه واقعی میگردند. بنابراین متنهای ماشینیِ صرف، مثل یک غذای بینمک و بیادویه، هیچ اشتهایی را بر نمیانگیزند.
یادم میآید اولین باری که با GPT-3 کار کردم، هیجانزده بودم. فکر میکردم به عصای جادویی نویسندگی دست پیدا کردهام. یک مقاله هزار کلمهای را در کمتر از پنج دقیقه تحویل گرفتم و با افتخار منتشرش کردم. یک هفته گذشت، دو هفته گذشت، هیچ اتفاقی نیفتاد. نه ورودی، نه رتبه، هیچی. وقتی دوباره به متن نگاه کردم، حالم بد شد. یک مشت اطلاعات عمومی که از صد جای دیگر وب کپی شده بود و هیچ نظر شخصی یا داستان بکری در آن نبود. آنجا بود که فهمیدم من نه یک استراتژیست محتوا، که فقط یک اپراتور ساده بودم. این شکست، بزرگترین درس حرفهای من شد. فهمیدم که هوش مصنوعی یک ماشین حساب پیشرفته است، نه یک ریاضیدان خلاق.

اما آن ۳ درصد موفق چکار میکنند که بقیه از آن غافلاند؟ آنها یک اصل طلایی را فهمیدهاند: همافزایی انسان و ماشین. این گروه هوشمند، از هوش مصنوعی برای انجام کارهای طاقتفرسا و زمانبر استفاده میکنند. کارهایی مثل تحقیقات اولیه، پیدا کردن منابع، ساختاردهی مقاله و نوشتن پیشنویس اولیه. اما جادوی اصلی بعد از این مرحله شروع میشود. نویسندهٔ انسان مثل یک کارگردان هنری وارد صحنه میشود و به آن اسکلت بیجان، گوشت، پوست و روح میبخشد. او داستانهای شخصی، تجربیات شکست و موفقیت، تحلیلهای منحصربهفرد و نظرات جسورانه را به متن اضافه میکند. این همان چیزی است که گوگل آن را E-E-A-T (تجربه، تخصص، اعتبار، اعتماد) مینامد و برایش ارزش بسیار زیادی قائل است.
راز اول: تبدیل محتوای ماشینی به یک اثر هنری انسانی
این همافزایی چیزی فراتر از ویرایش ساده است. تصور کنید هوش مصنوعی یک بوم نقاشی را با رنگهای اولیه و طرح کلی به شما میدهد. حالا نوبت شماست که با قلمموی خودتان، جزئیات ظریف، سایهروشنهای دقیق و امضای شخصیتان را به آن اضافه کنید. یک مثال میزنم. فرض کنید میخواهید درباره «فواید مدیتیشن» بنویسید. هوش مصنوعی یک لیست کلی از کاهش استرس و افزایش تمرکز به شما میدهد. اما نویسندهٔ برنده، اینطور آن را بازنویسی میکند: «یادم هست اولین باری که مدیتیشن را امتحان کردم، پنج دقیقه هم نتوانستم یکجا بنشینم. ذهنم مثل یک میمون وحشی از این شاخه به آن شاخه میپرید. اما بعد از یک ماه تمرین، همان پنج دقیقه تبدیل شد به آرامترین لحظات روزم». میبینید؟ این داستان کوتاه و واقعی، هزار برابر بیشتر از یک لیست خشک و خالی ارزش دارد و خواننده را درگیر میکند.
حالا بیایید این دو رویکرد را در یک جدول مقایسه کنیم تا تفاوتها را شفافتر ببینید.
| ویژگی | تولید محتوای ماشینی (رویکرد ۹۷٪) | تولید محتوای انسانمحور با هوش مصنوعی (رویکرد ۳٪) |
|---|---|---|
| نقش انسان | اپراتور (فقط دستور میدهد) | استراتژیست و ویراستار ارشد (هدایت و غنیسازی میکند) |
| اصالت محتوا | تکراری و بازنویسی شده از منابع موجود | منحصربهفرد با داستانها و تحلیلهای شخصی |
| لحن و صدا | رباتیک، رسمی و بیروح | انسانی، دارای شخصیت و احساسات |
| امتیاز E-E-A-T | بسیار پایین (فاقد تجربه و اعتبار واقعی) | بسیار بالا (سرشار از تجربه و تخصص نویسنده) |
| نتیجه در گوگل | نادیده گرفته شدن یا جریمه شدن | کسب رتبه و اعتماد کاربران و گوگل |
این جدول فقط یک شروع است. رازهای عمیقتری هم در کار است که برندهها از آنها استفاده میکنند.
راز دوم: تزریق تجربه واقعی یا E-E-A-T به متن
این مهمترین بخش ماجراست. الگوریتمهای گوگل دیگر احمق نیستند. آنها میتوانند فرق بین یک نویسنده که واقعاً یک محصول را تست کرده با کسی که فقط مشخصات فنی آن را از اینترنت کپی کرده، تشخیص دهند. طبق یک گزارش از TechCrunch در سال ۲۰۲۴، محتواهایی که شامل تجربیات دست اول هستند، تا ۴۵ درصد شانس بیشتری برای دیدهشدن در نتایج جستجو دارند. پس چطور این کار را انجام دهیم؟ اول، داستان بگویید. اگر درباره یک نرمافزار مینویسید، از چالشهایی که با آن داشتید یا از لحظهای که یک ویژگی آن شما را شگفتزده کرد، بنویسید. دوم، نظر شخصی و جسورانه بدهید. به جای تکرار حرفهای بقیه، بگویید: «به نظر من، با وجود همه این ویژگیها، این ابزار برای تیمهای کوچک اصلاً مناسب نیست و دلیلش این است…». این کار به متن شما هویت میدهد.

دقیقاً همین نکته بود که در یکی از پروژههای اخیر ما غوغا کرد. ما برای یک سایت فروش قهوه محتوا تولید میکردیم. به جای اینکه فقط از هوش مصنوعی بخواهیم «انواع قهوه عربیکا» را توصیف کند، یک کار متفاوت انجام دادیم. تیم ما واقعاً سه نوع مختلف از قهوههای سایت را دم کرد. سپس تجربهمان را نوشتیم: «اولین جرعه از قهوه اتیوپی، با آن طعم میوهای و اسیدیته ملایمش، انگار صبح یک روز بهاری را برایمان تداعی کرد. اما قهوه کلمبیا قصهای دیگر داشت؛ سنگین، شکلاتی و پرقدرت، درست مثل یک دوست قدیمی و قابل اعتماد». این مقاله که با جزئیات حسی و تجربیات واقعی غنی شده بود، در کمتر از یک ماه به صفحه اول گوگل برای چند کلیدواژه رقابتی رسید. چون ما فقط اطلاعات ندادیم، یک «حس» را منتقل کردیم.
راز سوم: تبدیل شدن از یک «سؤالپرس» به یک «مربی» برای هوش مصنوعی
بیشتر کاربران با هوش مصنوعی مثل موتور جستجو رفتار میکنند؛ یک سؤال میپرسند و منتظر جواب میمانند. اما کاربران حرفهای، با آن مثل یک کارآموز یا دستیار پژوهشی رفتار میکنند. آنها به جای یک سؤال، یک سناریوی کامل به هوش مصنوعی میدهند. برای مثال به جای اینکه بپرسند «درباره بازاریابی دیجیتال بنویس»، میگویند: «تو یک استراتژیست بازاریابی با ۱۰ سال سابقه هستی. برای یک کسبوکار کوچک که بودجه محدودی دارد، یک راهنمای گام به گام بنویس. لحنت باید صمیمی و تشویقکننده باشد. از سه مثال واقعی از شرکتهای موفق هم استفاده کن». این نوع فرمان دادن، خروجی را از یک متن عمومی به یک محتوای تخصصی و هدفمند تبدیل میکند.
گزارش اخیر MIT Technology Review در سال ۲۰۲۴ تأکید میکند که آینده تعامل با هوش مصنوعی، نه در «دستور دادن» که در «گفتوگو و همآفرینی» است. این یعنی شما باید خروجی اولیه را به چالش بکشید. از هوش مصنوعی بپرسید: «این استدلال تو ضعیف نیست؟ میتوانی یک منبع آماری برایش پیدا کنی؟ یک دیدگاه مخالف را هم بررسی کن.» این فرآیند رفت و برگشتی، لایههای عمیقتری از دانش و تحلیل را به محتوای شما اضافه میکند که هرگز در یک تلاش یکمرحلهای به دست نمیآید. در واقع شما هوش مصنوعی را وادار میکنید تا برای شما فکر کند، نه اینکه فقط اطلاعات را کپی کند.

قبل از انتشار هر مطلبی که با کمک هوش مصنوعی نوشته اید، این چکلیست را مرور کنید. اگر به همه سؤالات پاسخ مثبت دادید، احتمالاً در مسیر آن ۳ درصد برنده هستید.
| چکلیست انسانیسازی محتوای هوش مصنوعی | انجام شد؟ |
|---|---|
| داستان شخصی: آیا حداقل یک داستان کوچک یا خاطره مرتبط اضافه کردهام؟ | ☐ |
| نظر منحصربهفرد: آیا نظر شخصی و تحلیل خودم را که با بقیه متفاوت است، بیان کردهام؟ | ☐ |
| جزئیات حسی: آیا از توصیفاتی که حواس پنجگانه (بو، طعم، صدا و…) را درگیر میکند، استفاده کردهام؟ | ☐ |
| تجربه واقعی: آیا نشان دادهام که واقعاً موضوع را تجربه یا محصول را تست کردهام؟ | ☐ |
| منبع معتبر: آیا حداقل یک آمار یا نقل قول از یک منبع معتبر و جدید (مثل Gartner یا Forbes) آوردهام؟ | ☐ |
| لحن و شخصیت: آیا متن لحن و صدای برند من را دارد و بیروح نیست؟ | ☐ |
پرسشهای متداول درباره تولید محتوا با هوش مصنوعی
آیا گوگل محتوای تولید شده با هوش مصنوعی را جریمه میکند؟
خیر. گوگل رسماً اعلام کرده که با محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی مشکلی ندارد، به شرطی که «مفید، اصیل و برای انسان نوشته شده باشد». مشکل گوگل با کیفیت پایین است، نه با ابزار تولید.
چطور محتوای هوش مصنوعی را برای E-E-A-T بهینه کنیم؟
بهترین راه، تزریق تجربیات دست اول است. داستانهای واقعی، مطالعات موردی، مصاحبه با متخصصان، تحلیلهای شخصی و ذکر منابع معتبر، همگی سیگنالهای قدرتمند E-E-A-T هستند که باید توسط نویسنده انسان به متن اضافه شوند.
آیا استفاده از هوش مصنوعی در تولید محتوا تقلب محسوب میشود؟
نه، اگر به آن به چشم یک ابزار نگاه کنید. همانطور که استفاده از ماشین حساب در ریاضیات تقلب نیست، استفاده از هوش مصنوعی برای سرعت بخشیدن به فرآیند تحقیق و نوشتن هم تقلب به شمار نمیرود. تقلب زمانی است که شما خروجی خام و بیکیفیت آن را به عنوان یک کار اصیل و انسانی جا بزنید.
بهترین ابزار هوش مصنوعی برای تولید محتوا چیست؟
این سؤال اشتباهی است. بهترین ابزار وجود ندارد، بهترین «فرآیند» وجود دارد. یک نویسنده ماهر میتواند با یک ابزار ساده، محتوای شگفتانگیزی خلق کند، در حالی که یک کاربر ناوارد با پیشرفتهترین ابزارها هم محتوای ضعیفی تولید میکند. روی بهبود مهارتهای خودتان در هدایت هوش مصنوعی تمرکز کنید.
نتیجهگیری: شما استادکار هستید، نه یک اپراتور ساده
در نهایت، تولید محتوا با هوش مصنوعی یک شمشیر دولبه است. میتواند بهترین دوست شما در سرعت بخشیدن به کارها باشد یا بدترین دشمن شما در تولید محتوای بیارزشی که هیچکس آن را نمیخواند. انتخاب با شماست. آن ۳ درصد برنده فهمیدهاند که هوش مصنوعی یک نویسنده نیست؛ یک کارآموز فوقالعاده سریع و با دانش است که به یک استادکار ماهر (یعنی شما) نیاز دارد تا کارش را به یک شاهکار تبدیل کند. پس از این به بعد، به جای اینکه از هوش مصنوعی «بخواهید» برایتان بنویسد، به او «یاد بدهید» چطور در کنار شما یک محتوای ارزشمند خلق کند. این تغییر نگرش، همه چیز را تغییر خواهد داد.
اگر حس میکنی هنوز در این مسیر پر پیچ و خم کمی سردرگمی و دوست داری یاد بگیری چطور مثل آن ۳ درصد برنده، محتوایی تولید کنی که هم گوگل عاشقش بشه و هم کاربرات، شاید بد نباشه یه گپ خودمونی با هم بزنیم. خیلی از این تکنیکها رو میشه با ابزارهای درست، خیلی سادهتر پیاده کرد. من و همکارانم آمادهایم تا یک مشاوره رایگان بهت بدیم و مسیر رو برات شفاف کنیم. کافیه به ما خبر بدی. ما معتقدیم هر کسب و کاری لیاقت دیده شدن رو داره و ابزارهای درستی مثل پلتفرم رایتکس (پیشرفته ترین پلتفرم جذب اتوماتیک کاربر از گوگل و هوش مصنوعی) دقیقاً برای همین ساخته شدن تا این مسیر رو هموارتر کنن.